قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4677

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء هفتصد و هفتادم از هجرت [ موافق سنهء هفتصد و شصتم از رحلت خير البشر ] در اين سال امير حسين با حضرت صاحبقران كه در جميع امور ملاحظهء خويش [ ى ] و مروّت نموده او را مددها كرده بود و به مراتب بلند به دولت موافقت آن حضرت رسيده [ بود ] در فكر غدر شد . مفصل اين مجمل اينكه عادل سلطان خان كه امير حسين او را به خانى برداشته بود ، از وى متوهم شده بگريخت و گذارش به نواحى كش افتاد « 1 » و آن حضرت با وى جنگ كرده او را بگرفت و نزد امير حسين فرستاد و در برابر اين نيكوخدمتى امير حسين كس فرستاده كه از ايل و الوس آن حضرت هركه را اسمى و رسمى باشد كوچانيده به بلخ نقل نمايند و امير مؤيّد كه به شرف دامادى آن حضرت مشرف بود ، در حالت مستى پسر جاؤرچى را هلاك كرده بگريخت و امير حسين كس فرستاده حرم او ، شيرين بيگ آغا را كه خواهر صاحبقران بود به بلخ برد و اميرزاده جهانگير را كه آن حضرت نزد او گذاشته بود بفرستاد و پيغام كرد كه امير موسى را كوچ‌مال « 2 » به بلخ مىبايد فرستاد . از اين حركات ، آن حضرت آزرده خاطر شده يقين كرد كه پنهان نمودن مكتوب امير كيخسرو به جهت غافل نمودن بوده است . بنابراين با خواص و محرمان خود در اين باب مشورت نمود . امير موسى با جميع امرا در مخالفت امير حسين سخنان گفته به اتفاق بر خلاف او عهد بستند و به حكم اقتضاى وقت امير على ييسورى ، برادر خضر را به قتل آوردند . و چون

--> ( 1 ) . مطلع السعدين ( ص 411 ) : « پادشاه كابلشاه كه امير حسين او را به سلطنت نشانده بود ، از او گريخته از نواحى كش مىگذشت . » ( 2 ) . ظفرنامه : « با كوچ پيش ما بفرست . » ؛ مطلع السعدين : « با ايل كوچ مال پيش ما بفرست . »